السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
374
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
قرار گرفتن اجزاى بدن بر روى يكديگر به طورى كه سر در جهت بالا باشد ، حاصل مىگردد ؛ همچنين دراز كشيده بودن يك وضع است ، زيرا حالتى است كه از قرار گرفتن اجزاى بدن در كنار يكديگر به صورت افقى ، پديد مىآيد . از آنچه آورديم ، دانسته مىشود كه در مقوله وضع ، دو نسبت معتبر است : يكى نسبت اجزاى شىء به يكديگر ، و ديگرى نسبت مجموع آن اجزاء به خارج . پس اگر يكى از اين نسبتها ثابت باشد و ديگرى تغيير كند ، وضع شىء تغيير خواهد كرد ؛ مانند كرهاى كه به دور خودش مىچرخد . در اين مثال نسبت اجزاى كره به هم ثابت است ، اما نسبت مجموع آن اجزاء به خارج مرتبا تغيير مىكند ؛ و لذا حركت كره زمين به دور خودش را حركت وضعى ، يعنى حركت در مقولهء وضع مىنامند . البته وضع دو اصطلاح ديگر نيز دارد : 1 . بودن شىء به گونهاى كه بتوان به آن اشارهء حسى كرد . 2 . نسبت مجموع شىء به بيرون از خود . ه هليهء بسيطه قضيهاى است كه اصل وجود و تحقق موضوع را بيان مىكند . ر . ك : حمل بسيط و حمل مركب . هليهء مركبه قضيهاى است كه ثبوت چيزى را - غير از اصل وجود - براى موضوع افاده مىكند . ر . ك : حمل بسيط و حمل مركب . هو هويت و حمل « هو هويت » يك مصدر جعلى است كه از « هو هو » به معناى « او اوست » گرفته شده ، و معادل فارسى آن « اينهمانى » است ؛ و حمل در لغت به معناى بار و بار داشتن و بار كردن مىآيد . اما در اصطلاح ، هو هويت و حمل هردو به معناى اتحاد دو چيز است ؛ يعنى اتحاد دو امرى كه يك نحوه اختلاف و كثرت ميانشان برقرار است ، و لو به اعتبار . البته بايد توجه داشت كه قوام هو هويت و حمل به همان اتحاد است ، و اعتبار كثرت و مغايرت آنها از آنروست كه يك نحوه دوئيت به وجود آيد تا اين رابطه و نسبت ، كه تنها ميان دو طرف برقرار مىگردد ، بتواند ميان آن دو برقرار شود . بايد اين نكته را يادآور شويم كه هريك از هو هويت و حمل ، گاهى به معناى « حكم به اتحاد دو چيز » به كار مىروند ؛ يعنى حكم به اينكه « اين آن است » و اين در صورت ، حمل